صائن الدين على بن تركه

30

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

و ديگر آنكه ساير صفات ميان عبد و رب صورت اشتراك مىپذيرد الا دو صفت و آن وجوب ذاتى و استغناست و نسخه‌اى كه شيئين است مطابق اين است و چون عبد در اين مرتبه اگرچه وجود ندارد اما ثبوت دارد بر اصول تحقيق در مرتبهء دوم ثبوت حقيقى و در اول اعتبارى . دفع « 1 » آن سخن را سخن شيخ ابو الحسن : مىآرد كه : « هو خالق العدم كما هو خالق الوجود » . يعنى تقدم ذاتى و فاعليت « 2 » رب موقوف بر وجود نيست ، چه همچنانچه « 3 » وجود يك پرتو است از آثار جلالش عدم نيز ازآن‌رو كه مقابل وجود واقع شده ضرورة « 4 » چنين خواهد بود . پس هر دو در مخلوقيت مشترك باشند و شك نيست كه خالق به‌هرحال مقدم بر مخلوق خواهد بود . غرض كه هريك از اين بزرگان از نهايت بينش خويش نشانى داده‌اند و از مبدأ آفرينش عبد خبرى . و آنچه مصنف تحقيق مىكند كه حق‌تعالى در عالم غيب در عين بنده استعدادى ظاهر كرد تا بدان تجلى عينى قبول كند و آن عين هم استعداد تجلى ديگر است الى غير النهاية ، هم از اجمالى و ابهامى خالى نيست ، چه به مجرد « 5 » اينكه « 6 » عالم غيب گفت از اين لفظ تحقيق مبدأ نمىشود . يا عثور بر تحقيقى كه در فصوص الحكم در اين معنى شده نيافته بوده است يا حكم وقت مقتضى اظهار آن معنى هنوز نبوده . چه در فص اول كه تحقيق معنى قابل مىكند روشن مىگرداند كه استعداد عبد و قابليت او از فيض اقدس است و بيان اين سخن آن است كه هر اثرى و نشانى كه از مبدأ قدس در صدد ظهور و صدور مىآيد خواه آن را تجلى نام كن و خواه فيض ، اولا از دو قبيل است : يكى آنكه حكم وحدت و قهرمان او غالب باشد ، چنانچه تمييز و مغايرت ميانهء مفيض و مفاض عليه و فيض ، صورت نبندد و اين را فيض اقدس خوانند يعنى پاك‌تر از آنكه آميزش مغايرت و تمييز پيرامون جلال او تواند گشت و قابليت بنده

--> ( 1 ) - ن ، ب : رفع ( 2 ) - ب : بر فاعليت . ( 3 ) - ن : همچنان‌كه . ( 4 ) - ن : ضرورت . ( 5 ) - ب : چنانچه . ( 6 ) - ن : اين عالم .